close
دانلود فیلم
روانشناسی خانواده
بررسی رابطه بین هوش هيجاني در رابطه با رضايت زناشويي زوجين

مقدمه

یکی از نهاد های مهم اجتماعی که به لحاظ اهمیت، نقش و کارکرد های مختلف، مورد توجه علمای مذهبی، اخلاقی و صاحب نظربان تعلیم و تربیت، جامعه شناسی و روانشناسی قرار گرفته است، نهاد خانواده می باشد (بیابانگرد، ۱۳۸۱).

خانواده یکی از رکن های اصلی جامعه به شمار می رود. دستیابی به جامعه سالم آشکارا در گرو سلامت خانواده است و تحقق خانواده سالم مشروط به برخورداری افراد آن از داشتن رابطه های مطلوب با یکدیگر است. در چنین نظامی افراد با علایق و دل بستگی های عاطفی نیرومند دیرپا و متقابل به یکدیگر پیوسته اند. این دل بستگی ها اگر چه شاید شدت وحدت شان در طی زمان کاسته شود. اما در سراسر زندگی خانوادگی پاینده خواهند بود. (گلدنبرگ، ۱۳۸۲ ترجمه حسین شاهی براوتی).

ازدواج به عنوان مهمترین و عالیترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال همواره مورد تائید بوده است. ازدواج رابطه اي است که شخص با انتخاب، وارد آن می شود و تقریباً نیم قرن ادامه دارد. زن و مردي که با هم ازدواج می کنند باید بتوانند خود را با نیم قرن تحولات اجتماعی و رشد و تغییرات متقابل یکدیگر تطبیق دهند. در غیر اینصورت، به احتمال زیاد رابطه زناشویی آنها دچار مشکل خواهد شد. در صورتی که احساس زوج ها نسبت به زندگی مشترك مطلوب باشد، آن را از رفاه، امنیت و سلامت برخوردار می سازد، برآورد آنها را از توانایی هایشان افزایش می دهد و پذیرش مسئولیت و ایفاي نقش والدینی را ترغیب و کودکان را علیه فقر بیمه می کند (شاهی و همکاران، ۱۳۹۰).

بنابراین آنچه در ازدواج مهم است رضایتمندی زناشویی است که در این پژوهش به آن پرداخته می شود.

 شرح و بيان مسئله پژوهشی

خانواده به عنوان واحدي اجتماعی داراي بیشترین و عمیقترین مناسبات انسانی است. علاوه بر اینکه، منبع اولیه نیازهاي اساسی فرد محسوب می شود، موقعیت هاي متعددي را براي یادگیري و شکل گیري نگرش ها و تشکیل باورهاي فرد فراهم می آورد. خانواده در کنار مسئولیت آموزشی و تربیتی، در رفع نیازهاي جسمانی، روانی و انتقال ارزش هاي اجتماعی نقش بسیار مؤثري دارد. فرد در بستر خانواده خواست هاي جامعه را می آموزد و این شناخت او را به گزینش رفتار هاي معین رهنمون میسازد (مصلحی، ۱۳۹۱).

ازآنجایی که انتخاب همسر یکی از مهمترین تصمیم هایی است که در تشکیل خانواده و زندگی اجتماعی گرفته می شود، اهمیت مسئله ایجاب می کند که با کنکاش عمیقتري به عوامل بیرونی مانند مذهب، طبقه اجتماعی، سن، تحصیلات و… و نیز عوامل زیربنایی مانند ویژگی هاي شخصیتی توجه شود (مصلحی و احمدی، ۱۳۹۲).

متخصصان روانشناسی خانواده غالباً معیار خود را در بررسی کیفیت روابط زناشویی زوجین، سطح رضایت زناشویی آنها قرار می دهند. رضایت زناشویی، یکی از مهمترین عوامل پیشرفت و دستیابی به اهداف زندگی است که تحت تأثیر عوامل بیرونی و درونی می باشد. علیرغم آنکه ضرورت توجه به همسانی عقاید مذهبی و تمایلات فرهنگی همواره مورد تأکید قرار می گیرد، افزایش طلاق در دنیاي کنونی و نارضایتی زوجین از زندگی مشترك و تأثیرات سوء این گونه پدیده ها بر افراد خانواده و اجتماع، بیانگر این مدعاست که برخورد مقبولی با تشکیل خانواده و ازدواج نشده و کمتر با دید عالمانه به این پدیده نگریسته شده است (مصلحی، ۱۳۹۱).

رضايت زناشويي يعني انطباق بين انتظاراتي كه فرد از زندگي زناشويي دارد و آنچه در زندگي خود تجربه مي كند (گوتمن و لونسون[۱]، ۲۰۰۲). وينچ[۲] معتقد است رضايت زناشويي انطباق بين وضعيت موجود و وضعيت مورد نتظار است (وينچ[۳]، ۱۹۷۴ به نقل از آقا محسني و همكاران، ۱۳۹۱).

رضايت يك متغيير نگرشي است، بنابراين يك خصوصيت فردي زن و شوهر محسوب مي شود. طبق تعريف مذكور رضايت زناشويي در واقع نگرش مثبت و لذت بخشي است كه زن و شوهر از جنبه هاي مختلف روابط زناشويي خود دارند. بسياري از محققان سعي در شناخت عواملي دارند كه سطح رضايت و پايداري در روابط بين فردياز جمله رضايت زناشويي را تحت تاثير قرار مي دهد. عوامل گوناگوني به عنوان مولفه هاي موثر بر رضايت زناشويي شناسايي شده اند كه برخي از اين عوامل عبارتند از سن، ازدواج، مدت زمان ازدواج، فرزندان، تحصيلات، مسائل مالي و … (اولسون[۴]، ۱۹۹۰).

سال هاست كه محققين مشغول بررسي عوامل ناسازگاري در ميان خانواده هاي داراي تعارض هستند. اما اخيراً پژوهشگران به جاي تاكيد بر متغيير هاي وابسته ناسازگاري، به عوامل درون فري و بين فردي آشكار در تعاملات روزمره زوج هاي راضي و خوشحال توجه دارند. اين محققين بيان مي كنند عواملي چون آگاهي هيجاني، بين هيجاني، تنظيم هيجاني و همدلي بر روابط ازدواج تاثير گذاشته و كيفيت ازدواج را تحت تاثير قرار مي دهند (سالوي و ماير[۵]، ۱۹۹۰).

با توجه به پژوهش هاي انجام شده در خصوص روابط همسران، به نظر مي رسد كه مولفه هاي هوش هيجاني مي توانند در ميزان رضايت زناشويي موثر باشند. روابط صميمانه زوجين نياز به مهارت هاي ارتباطي از قبيل توجه افراد به مسائل از ديد همسرشان، توانايي درك همدلانه آنچه همسرشان تجربه نموده و همچنين آگاه بودن از نياز هاي او دارد (به نقل از آقا محسني و همكاران، ۱۳۹۱).

ساختار نظري هوش هيجاني سالوي و ماير شامل بسياري از خصوصيات تجربي مثبت است كه محققين آنها را به كيفيت زناشويي ارتباط داده اند. هوش هيجاني، ظرفيت شناسايي، كاربرد، فهم و مديريت احساسات است. حتي به طور اختصاصي تر سالويو همكاران بيان مي دارند كه با تفكر در احساسات خود و احساسات ديگران، افراد مي تواندد احساسات را به اشتراك گذاشته، اطلاعات هيجاني را درك كنند و مديريت نمايند (سالوي و ماير ، ۱۹۹۰).

بنابراین با توجه به مطالب ذکر شده در این پژوهشی بر آنيم كه آيا بين رضايت زناشويي و هوش هيجاني رابطه معناداري وجود دارد يا نه؟

اهمیت و ارزش پژوهش

خانواده، يك نظام اجتماعي طبيعي است كه دست كم سه نسل را در بر مي گيرد. اهميت شناخت و بررسي عواملي كه سبب قوام و استحكام اين نهاد اجتماعي مي گردند، ميتواند گامي مفيد در راستاي ارتقاي سطح فرهنگ جامعه باشد. عوامل مختلفي بر استحكام و دوام خانواده تاثير مي گذارند كه از جمله آنها رضايت بين زوجين است (بیرامی و همکاران، ۱۳۹۱).

رضایت زناشویی یکی از عوامل پیشرفت و دست یابی به اهداف زندگی است (استندلوپ و لانکاستر[۶]، ۲۰۰۰). به طور کلی به نظر می رسد که رضایت زناشویی به صورت مستقیم و غیر مستقیم با پایدار بودن واحد خانواده و کیفیت بهتر زندگی رابطه دارد (شکلفورد[۷] و همکاران، ۲۰۰۸).

در جامعه امروز به دلایل متعددی چون گذر از سنت به مدرنیته، تغییر نظام خانواده ها و فشارهای شغلی و اجتماعی و همچنین پیدا شدن نقش های جدید مثل نقش اشتغال و اضافه شدن آن به نقش های سنتی زنان و با توجه به اهمیت ویژه و جایگاه والایی که نقش های سنتی همچون همسری و مادری زنان در نظر همسرانشان در فرهنگ ایرانی داراست، مشکلات و تعارض های خانوادگی و زناشویی افزایش چشمگیری یافته اند و یا به عبارت دیگر رضایت زناشویی کاهش یافته است و شواهد فراوانی گویای آن هستند که زوج ها در جامعه امروزی برای برقراری و حفظ روابط صمیمی و دوستانه به مشکلات شدید و فراگیری دچارند.

افزایش روز افزون طلاق در دنیای کنونی – هر چند در مقیاسی بسیار کمتر متاسفانه جامعه فعلی ما را نیز در بر گرفته است و نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر و نیز از هم گسیختگی کانون های گرم بسیاری از خانواده ها و تاثیرات سوء این جدایی بر افراد خانواده نیاز به رسیدگی و رفع این مشکل را مطرح ساخته است.

بديهي است كه عوامل متعددي نيز مي توانند در نارضايتي زناشويي دخالت كرده و آن را تشديد نمايد. وقتي يك زوج در چرخه فزاينده انتقاد، قرار گرفتن در وضع دفاعي، خاموشي گزيدن و افكار منفي و پذيرش مكرر درماندگي هيجاني اسير شوند، اين چرخه به خودي خود منعكس كننده اين واقعيت است كه در توانايي خودآگاهي، خويشتن داري همدلي و تسكين دادن به خود و به يكديگر اختلالي وجود دارد (گلمن، ۱۳۸۰، ترجمه پارسا).

اگرچه تأكيد بر تأثير هوش هيجاني در احساس رضايت زناشويي به معناي ناديده انگاشتن عوامل ديگري همچون مسائل بيولوژيك، اثرات اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي نيست. اما براي سلامت ارتباطات عاطفي و هيجاني زوج ها و سلامت رواني خانواده و مقابله با بسياري از مشكلات اساسي خانواده اهميت دارد.

بنابراین با توجه به موارد ذکر شده و اهمیت رضایت زناشویی به عنوان یکی از عوامل پایداری خانواده ها، انجام این پژوهش در جهت شناسایی رابطه بين رضايت زناشويي و هوش هيجاني بسيار لازم و ضروری به نظر می رسد.

ادامه مطلب...
دانلود رایگان تحقیق اثرات روانی طلاق بر کودکان

 

 وقتي تصميم براي انجام طلاق گرفته مي شود، چه تاثيري بر والدين وفرزندان به وجودمي آورد؟به ياد داشته باشيد گرچه طلاق جوانب حقوقي دارد بيشتر جوانب عاطفي طلاق بيرون از دادگاه رخ مي دهد. والدين بايد يادبگيرند كه  چگونه با تاثيرات طلاق هم براي خود وهم براي فرزندانشان كنار بيايند.

نكته مهمي كه بايد خاطرنشان كنيم اين است كه اين موضوع  مورد اختلاف وبحث است كه آيا اثرات منفي طلاف نتيجه خود طلاق است يا نتيجه مشاجرات داخل خانه كه منجر به طلاق مي شود. به عبارت ديگر آيا صدماتي كه به كودك وارد مي آيد، برخاسته از تغيير در ساختار خانواده است كه در نتيجه طلاق انجام مي شود يا نتيجه كشمكش والدين ، فشار اقتصادي، يا نداشتن والدين خوب؟ اگر اثرات به كشمكش با خانواده مربوط مي شود وتنها به جدايي والدين ربط نداشته باشد اين اثرات ممكن است خيلي گسترده باشند. اگر چنين باشد بچه هايي كه در خانواده بدون طلاق زندگي مي كنند نيز احتمال دارد با مشكلات مشابهي برخورد كنند.(وينستوك وكين،2002)

ادامه مطلب...
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید