close
دانلود فیلم
دانلود پایان نامه پردازش تصویر
 
استفاده از الگوریتم رقابت استعماری بهبود یافته برای بخش بندی تصویر

عنوان :استفاده از الگوریتم رقابت استعماری بهبود یافته برای بخش بندی تصویر

فرمت فایل:doc قابل ویرایش با نرم افزار ورد

تعداد صفحات :89

چکیده
بخش بندی تصویر یک فرآیند اساسی در بسیاری از کاربردهای پردازش  تصویر و بینایی ماشین است که می تواند به عنوان اولین مرحله پردازش سطح پایین در پردازش تصاویر دیجیتالی در نظر گرفته شود. بخش بندی تصویر کاربردهای گوناگونی مانند پردازش تصاویر پزشکی، شناسایی چهره، سیستم های کنترل ترافیک و غیره دارد. با توجه به اهمیت بخش بندی تصاویر دیجیتالی روش های متعددی برای این منظور پیشنهاد شده است که به دو دسته کلی روش های مبتنی بر ناحیه مانند خوشه بندی پیکسل های تصویر و روش-های مبتنی بر تشخیص لبه تقسیم می گردد. بیشتر روش های خوشه بندی تصاویر، پیکسل ها را تنها بر اساس اطلاعات شدت روشنایی یا رنگ آنها دسته بندی می کنند و هیچ گونه اطلاعات همسایگی یا مکانی پیکسل ها را در روند خوشه بندی تصویر به کار نمی برند که این عامل سبب کاهش دقت و کیفیت بخش بندی می گردد. با در نظر گرفتن اهمیت به کارگیری اطلاعات مکانی پیکسل ها در جهت بهبود کیفیت بخش بندی تصویر، استفاده از اطلاعات پیکسل های همسایه در پنجره همسایگی بزرگ سبب بهبود کیفیت بخش بندی می گردد. با توجه به اینکه خوشه بندی جزء مسائل چندجمله ای غیرقطعی-سخت محسوب می-شود، در این پژوهش ایده ترکیب الگوریتم خوشه بندی k-means و الگوریتم رقابت استعماری بهبود یافته جهت حل این مسئله پیشنهاد گردیده است. همچنین پیش از اعمال الگوریتم ترکیبی، تصویر جدیدی با استفاده از اطلاعات غیرمحلی پیکسل ها ایجاد شده و سپس الگوریتم ترکیبی برای خوشه بندی پیکسل های تصویر جدید به کار گرفته شده است. با مقایسه نتایج حاصل از اعمال روش مذکور بر روی تصاویر مختلف با سایر روش ها، به این نتیجه رسیدیم که دقت بخش بندی اکثر تصاویر با روش پیشنهادی، بیشتر از سایر الگوریتم های مطرح در این زمینه است.

واژه های کلیدی: بخش بندی تصویر، خوشه بندی، الگوریتم رقابت استعماری بهبود یافته و اطلاعات غیرمحلی       

ادامه مطلب...
پایان نامه شناسایی چهره در میان تصاویر رنگی با تکنیک های مبتنی بر رنگ چهره انسان

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد “M.Sc” مهندسی کامپیوتر- نرم افزار
عنوان :  شناسایی چهره در میان تصاویر رنگی با تکنیک های مبتنی بر رنگ چهره انسان

تعداد صفحات : 115

چکیده:
امروزه تکنولوژی های نوین جهت تعیین هویت اشخاص، بر پایه روش های بیومتریک بنیان نهاده شده اند. در میان روش ها و رویه های مختلفی که برای تعیین هویت افراد ارائه شده اند، روش هایی که از ویژگی های فیزیکی استفاده می کنند، علی رغم مشکلاتی که هنگام پیاده سازی و بکارگیری دارند، قابل اعتمادتر از آنهایی هستند که ویژگی های زیستی را بکار می گیرند. هدف شناسایی چهره، تعیین تمام نواحی تصویر است که در آن حداقل یک چهره وجود دارد. رسیدن به چنین هدفی با مشکلات فراوانی از قبیل وضعیت غیر  پایدار چهره، اندازه، شکل، رنگ و بافت چهره، مواجه است. در این تحقیق، بعد از بررسی کلی رنگ، فضاهای رنگی و روش های ارائه ی فضاهای رنگ پوست انسان، مدل جدیدی برای یافتن چهره(های) انسان در یک تصویر ارائه شده است. ایده این مدل بر اساس ترکیب  روش های مختلف می باشد. در واقع الگوریتم پایه گذاری شده، چندین مرحله دارد که هر کدام از مراحل روشی متفاوت در رسیدن به مرحله نهایی نتایج برگزیده اند. در ابتدا با استفاده از الگوریتمی مبتنی بر تصاویر خاکستری، ناحیه های کاندید، پیدا شده و در ادامه با  استفاده از ویژگی های رنگی و هندسی چهره انسان، تصمیم گیری روی ناحیه های کاندید، مبنی بر چهره یا عدم چهره بودن، انجام خواهد شد. برای رسیدن به این هدف، ابتدا داده های آموزشی جمع آوری شده و با استفاده از آنها آستانه های مختلف رنگ پوست انسان  ر فضاهای رنگ گوناگون، به دست آمده است. در ادامه آستانه های موجود به کار گرفته شده اند تا به همراه ویژگی های هندسی صورت، به هر ناحیه کاندید چهره، امتیازی تعلق بگیرد. امتیاز به دست آمده، عامل تصمیم گیری در مورد چهره یا غیرچهره بودن یک  ناحیه می باشد. ارزیابی الگوریتم ارائه شده بر اساس مدل اشاره شده، روی پایگاه داده شخصی شامل چندین شخص در یک تصویر که رو به دوربین ایستاده اند، نشان داده است، که سیستم ارائه شده می تواند بین ۸۰% تا ۹۰% شناسایی درست و در حدود ۱۰% تا ۱۵% شناسایی نادرست، داشته باشد.

فصل اول: مقدمه ای بر شناسایی چهره در دنیای به هم پیوسته و پیچیده امروزی، نگهداری و امنیت اطلاعات، بسیار مهم و مشکل شده است، هر چند وقت یکبار در مورد تبهکاری های مربوط به کارتهای اعتباری، هک شدن کامپیوترها و نقض امنیت در شبکه ها و دولت ها،  یزهایی می شنویم. در بیشتر این کلاهبرداری ها، افراد خاطی، به نحوی امنیت سیستم ها را با عبور از سد محافظت های از قبل تعیین شده، مورد دستبرد قرار داده اند. تکنولوژی های جدید برای تعیین هویت منحصر به فرد هر کس، بر پایه روش های بیومتریک بنیان  نهاده شده اند. این روش ها، روشهای خودکاری از بازبینی و تشخیص هویت موجودات زنده در زمینه ویژگی های فیزیکی، از قبیل اثر انگشت، وضعیت چهره و یا سایر رفتارهای افراد، از قبیل دست دادن، می باشند. در میان روش ها و رویه های مختلفی که برای تعیین  هویت افراد ارائه شده اند، روش هایی که از ویژگی های فیزیکی استفاده می کنند، علی رغم مشکلاتی که هنگام پیاده سازی و بکارگیری دارند، قابل اعتمادتر از آنهایی هستند که ویژگی های فیزیولوژیکی(زیستی) را بکار می گیرند. با بررسی زندگی دیجیتالی بشر، به  راحتی متوجه این نکته خواهیم شد که امروزه بشر با نیازهایی مواجه است که در سالهای قبل این نیازها وجود نداشت. این نیازها شامل سازمان، گروه و امنیت آنها می باشد. همیشه افزایش جمعیت و تحرک آن در جهت های مختلف، باعث بالا رفتن راه های اشتراک  اطلاعات و انتقال آن، شده است، که این تغییر مکان ها، معمولا در ساختارهای پیچیده ای انجام می شوند. همانطور که تحرک، برگرفته از رفتارهای انسانی و اطلاعاتی است، امنیت نیز اطلاعات شخصی و مقادیر آنها را شامل می شود. برای نمونه، روش تشخیص چهره،  یکی از چندین روش بیومتریک است که دارای دقت بالا بوده و می تواند تا مدت ها قابل اتکا باشد. برخلاف روش های دیگر اعتبار سنجی، که لازم است تا کاربر حداقل شناسه ورودی و کلمه عبور، را به یاد داشته باشد، در روش های مبتنی بر تشخیص چهره، کاربر خیلی  راحت با چهره خودش، می تواند در پروسه اعتبار سنجی وارد شود. همچنین روش های مطمئن زیادی از تشخیص بیومتریک اشخاص، وجود دارد. برای مثال، روش های آنالیز اثر انگشت یا 4 بررسی عنبیه و شبکیه اشخاص نیز، هم اکنون وجود دارند. به این دلیل که یک  تصویر چهره، می تواند از روبرو یا حتی نیم رخ باشد، بیشتر اوقات بدون همکاری و اطلاع شخص مورد نظر، عمل می کند.
تصاویری که در آنها چهره وجود دارد، برای فعل و انفعالات کامپیوتری هوشمند مبتنی بر دید انسان ضروری می باشند و تلاش های تحقیقی در پردازش چهره شامل مواردی از قبیل شناسایی چهره، جستجوی صورت، برآورد حالت چهره و شناسایی حالات چهره می باشند.  رای ساخت سیستم های تمام خودکاری که اطلاعات موجود در تصاویر چهره را تحلیل و از آن استفاده می کنند، نیازمند الگوریتم های کارآ و دقیق برای شناسایی چهره هستیم. یک تصویر را در نظر بگیرید، هدف شناسایی چهره( فارغ از موقعیت سه بعدی آن،  جهت و وضعیت نوری تصویر)، تعیین تمام نواحی تصویر است که در آن حداقل یک چهره وجود دارد. چنین مساًله ای با چالش و مشکلات فراوانی مواجه است، زیرا وضعیت چهره ها ثابت نبوده و معمولا از لحاظ اندازه، شکل، رنگ و بافت دچار تغییر می شوند.   

ادامه مطلب...
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید