close
دانلود فیلم
تکنيک ها وزبانهاي برنامه نويسي هوش مصنوعي

ما در عصري زندگي مي کنيم که جامعه شناسان آن را عصر انقلاب کامپيوتر نام نهاده اند و مانند هر انقلاب واقعي ديگر، انقلابي است گسترده و فراگير و تأثير پايداري برجامعه خواهد داشت.
اين انقلاب در اقتصاد امروز و نظم جامعه، به همان ميزان انقلاب صنعتي در قرن 19 تأثير دارداين تحولات قادر است الگوي فکري و فرم زندگي هر فرد را تغيير دهد.انقلاب کامپيوتر توان ذهني ما را گسترش مي دهد.عملکرد اولية برنامه نويسي هوش مصنوعي (AI) ايجاد ساختار کنترلي مورد لزوم براي محاسبه سمبوليک است خصوصيات اين ساختارها به مقدار زيادي موجب تشخيص خصوصياتي مي شود که يک زبان کاربردي مي بايستي فراهم کند.

در اين مقدمه به يک سري خصوصيات مورد نظر براي زبان برنامه نويسي سمبوليک مي پردازيم و زبانهاي برنامه نويسي LISP و PROLOG را معرفي خواهيم کرد.

ما در عصري زندگي مي کنيم که جامعه شناسان آن را عصر انقلاب کامپيوتر نام نهاده اند و مانند هر انقلاب واقعي ديگر، انقلابي است گسترده و فراگير و تأثير پايداري برجامعه خواهد داشت.
اين انقلاب در اقتصاد امروز و نظم جامعه، به همان ميزان انقلاب صنعتي در قرن 19 تأثير دارداين تحولات قادر است الگوي فکري و فرم زندگي هر فرد را تغيير دهد.انقلاب کامپيوتر توان ذهني ما را گسترش مي دهد.عملکرد اولية برنامه نويسي هوش مصنوعي (AI) ايجاد ساختار کنترلي مورد لزوم براي محاسبه سمبوليک است خصوصيات اين ساختارها به مقدار زيادي موجب تشخيص خصوصياتي مي شود که يک زبان کاربردي مي بايستي فراهم کند.

در اين مقدمه به يک سري خصوصيات مورد نظر براي زبان برنامه نويسي سمبوليک مي پردازيم و زبانهاي برنامه نويسي LISP و PROLOG را معرفي خواهيم کرد.

اين دو زبان علاوه بر اين که از مهمترين زبانهاي مورد استفاده در هوش مصنوعي هستند، خصوصيات semantic و syntactic آنها نيز باعث شده که آنها شيوه ها و راه حل هاي قوي براي حل مسئله ارئه کنند.تأثير قابل توجه اين زبانها بر روي توسعه AI از جمله توانائي آنها به عنوان «ابزارهاي فکر کردن» مي باشد که از جمله نقاط قوت آنها در زبانهاي برنامه نويسي مي باشد.همان طور که هوش مصنوعي مراحل رشد خود را طي مي کند زبانهاي LISP و PROLOG بيشتر مطرح مي شوند.اين زبانها کار خود را در محدودة توسعه و prototype سازي سيستم هاي AI در صنعت و دانشگاهها دنبال مي کنند.اطلاعات در مورد اين زبانها به عنوان بخشي از مهارت هر برنامه نويس AI مي باشد ما به بررسي اين دو زبان در هوش مصنوعي مي پردازيم.
آنــــچه را کـــه نمي دانيم موجب دردسر و گرفتاري ما نخواهد شد، بلکه دردسرها از دانسته ها سرچشمه مي گيرند.

W.ROGERS

زبان ، شناخت و خلاصه پردازي
توانايي شکل گيري خلاصه برداري از تجربيات از توانمند ترين و اساسي ترين توانائي هاي ذهن انسان است خلاصه پردازي به ما اين اجازه را مي دهد که به فهم جزئيات از يک محدوده ي کلي اطلاعات مربوط به يک خصوصيت کلي سازمان و رفتار برسيم . اين خلاصه ها به ما اجازه شناخت و درک کامل موارد دريافت شده در حوزه خاص را مي دهند . اگر ما وارد يک خانه شويم که به خوبي ساخته شده باشد ، راههاي خود را به اطراف پيدا خواهيم کرد . ساختار خصوصيات اطاق نشيمن ، اطاق خواب ،‌آشپزخانه و حمام عموماً از ويژگيهاي يک مدل خانة استاندارد مي باشد .
خلاصه پردازي به ما حس شناخت خانه هاي متفاوت را مي دهد . يک تصوير ممکن است بياني قوي تر از هزاران کلمه داشته باشد ، اما يک خلاصه مشخصاً بيان کنندة خصوصيات مهم يک کليت از نوع تصوير است .
وقتي که ما به تئوري براي توصيف کلاس هاي يک پديده مي پردازيم ، خصوصيات و ويژگيهاي کمي و کيفي مربوط به کلاس از کل جزئيات خلاصه مي شود .
که اعضاء به خصوص خود را مشخص مي کند . اين کاهش جزئيات به وسيله قدرت توصيف و پيش بيني يک نظريه ارزشمند جبران مي شود .
خلاصه سازي يکي از ابزارهاي اساسي شناخت و ارزيابي کليت هاي جهان اطراف ما و همچنين ساختار ذهني ما است . در حقيقت اين پروسه به طور مداوم براساس دانش و اطلاعات صورت مي گيرد . دانش و اطلاعا نيز در لايه ها و بخش هايي از خلاصه پردازي ساخته مي شود که از مکانيسم هايي که ساختار را فشرده ساخته و از حس اوليه به سمت يک سري تئوري هاي علمي سوق داده مي شود و در نهايت بيشتر اين ايده ها دربارة ايده هاي ديگر و نشأت گرفته از آنها مي باشد .

خلاصه پردازي طبقه بندي شده (سلسله مراتبي ) :

ساختار و سازمان آزمايش و تجربه در ارتباط با توصيفات کلاس هاي خلاصه سازي يکي از ابزارهاي شناخت رفتار و ساختار سيستم هاي مرکب است که شامل برنامه هاي کامپيوتر مي شوند .
همانند رفتار يک حيوان که ممکن است بدون توجه به فيزيولوژي سيستم عصبي نهفته در پشت آن مورد مطالعه قرار گيرد . يک الگوريتم داراي خصوصيات مربوط به خود مي باشد که کاملاً آن را از برنامه اي که آن را به کار مي برد جدا مي سازد .
به عنوان مثال دو نوع کاربر متفاوت جستجوي باينري را در نظر بگيريد .
يکي از آنها يعني Fortran از محاسبات و طبقه بندي استفاده مي کند و ديگري يعني Ctt از Pointer استفاده مي کند که بتواند در جستجوي درون شاخه هاي binary کاربرد داشته باشد .
اگر دقيق تر نگاه کنيم اين برنامه ها مثل هم مي باشند چون اگر جز اين باشد کاربردهاي آنها نيز تفاوت خواهد شد . جداسازي الگوريتم از که مورد استفاده در کاربرد آن يکي از نمونه هاي خلاصه سازي سلسله مراتبي مي باشد .

Allen New ell بين سطح دانش و سطح نشانه ها براي توصيف يک سيستم هوشمند تفاوت قائل شده است.سطح نشانه ها همراه سازماندهي به خصوصي مورد توجه قرار گرفته که براي بيان اطلاعات حل مسئله مورد استفاده قرار مي گيرد. بحث مربوط به توجه به منطق به عنوان يک زبان يک نمونه از مواردي است که به سطح نشانه پرداخته است.
علاوه بر سطح نشانه سطح دانش است که توجه آن به مقدار و محتوي اطلاعات يک برنامه و شيوه استفاده از آن اطلاعات مي باشد.اين نوع تمايز در ساختار و معماري سيستم هايي که بر اساس دانش و اطلاعات و سبک توسعه اي که آن را پشتيباني مي کتد منعکس مي گردد.به دليل اينکه کاربرها برنامه ها را در قالب دانش و توانايي خودشان مي شناسند بنابراين حائز اهميت است که برنامه هاي AI داراي يک سطح خصوصيات اطلاعاتي باشند.
جداسازي اصل دانش و اطلاعات از ساختار کنترل اين نظريه را آشکار مي سازد و توسعه رفتار سطح دانش را ساده مي سازد.همانند اين نيز سطح نشانه اي يک زبان توصيفي را تشريح مي کند که شبيه قوانين و روشهاي توليد يا منطق براساس دانش و اطلاعات مي باشد.جداسازي آن از سطح و دانش و اطلاعات نه برنامه نويس اين اجازه را مي دهد که به سمت خلاصه پردازي ت،ثير پذيري و راحتي برنامه نويسي سوق پيدا کندکه در ارتباط با رفتار و عملکرد بالاي برنامه نمي باشد.کاربرد بيان سطح نشانه اي شامل يک سطح دوره پائين تر از ساختار برنامه مي شود و بيانگر يک سري ملاحظات طراحي اضافي مي شود.
اهميت نظريه چند مرحله اي نسبت به طراحي سيستم نمي تواند بيش از اين مورد توجه قراار گيرد.يعني اينکه به برنامه نويس اجازه مي دهد که با پيچيدگي نهفته شده در سطوح پائين تر خود را درگير نکند و توجه و تاکيدش بر روي منابع مناسب با سطح فعلي خلاصه پردازي کند.همچنين موجب مي شود که اصول تئوري هوش مصنوعي عاري از کاربردهاي خاص يا زبان برنامه نويسي باشد . اين همچنين به ما قدرت توصيف يک کاربرد را مي دهد و تاثير گذاري خود را بر روي ماشين ديگر اثبات مي کند بدون اينکه بر رفتارش در سطوح بالاتر تاثير بگذارد . سطح اطلاعات توصيف کننده توانائي هاي يک سيستم هوشمند است. محتوي دانش و اطلاعات مستقل از شکل پذيري مورد استفاده براي بيان آن است به همان اندازه که زبان بيان کاملا مؤثر مي باشد .

توجه به سطح دانش شامل سؤالاتي از اين قبيل است:

از اين سيستم چه چيزي ساخته خواهد شد؟ چه اشيا و چه ارتباطي در آن محدوده مؤثر و مفيد است ؟ چگونه يک اطلاعات جديد به سيستم اضافه مي گردد؟

آيا واقعيات در طي زمان تغيير مي کنند؟ چگونه و چطور سيستم نيازمند است که دلائل اطلاعات خود را ثابت کند؟ آيا محدوده ارتباطي داراي يک طبقه بندي درست و شناخته شده است؟

آيا اين محدوده شامل يک سري اطلاعات نادرست و غير ممکن است؟

تجزيه و تحليل دقيق در اين سطح يک گام مبهم در طراحي کلي ساختار يک برنامه مي باشد.
در سطح نشانه تصميمات درباره ساختارها صورت مي گيرد که براي بيان و ايجاد دانش مورد استفادده قرار مي گيرند. انتخاب يک زبان براي بيان يک مورد مربوط به سطح نشانه مي باشد.منطق يکي از چندين نوع اشکال است که اصولا در حال حاضر براي بيان دانش و اطلاعات در دسترس مي باشد.زبان بيان نه تنها مي بايستي توانايي بيان اطلاعات مورد لزوم براي کاربر را داشته باشد بلکه مي بايستي خلاصه و قابل توصيف و داراي کاربرد مؤثر باشد و مي بايستي به برنامه نويس براي دستيابي و سازماندهي اصل و اساس اطلاعات کمک کند.
وقتي که بين سطح اطلاعات و سطح نشانه يک برنامه تمايز به وجود آمد ما مي توانيم بين سطح نشانه و الگوريتم و ساختمان داده ها مورد استفاده براي کاربرد آن نيز تمايز قايل شويم. به عنوان مثال بدون تاثيرگذاري رفتار و عملکرد يک تحليل گر برنامه که اساس منطقي داشته باشد مي بايستي تاثير ناپذير از انتخاب بين يک سري جزئيات و يک مجموعه و دسته بايزي باشد تا بتواند يک جدول مربوط به نشانه ها را به کار برد.اين تصميمات کاربردي هستند و مي بايستي در سطح نشانه قابل رؤيت باشند . بسياري از الگوريتم و ساختمان داده ها در کاربرد بيان زبان AI به کار مي روند که از روشهاي معمول علم کامپيوتر مي باشند مثل شاخه ها و جداول بايزي.
ديگر موارد در رابطه با AI بسيار تخصصي هستند و به گونه يک که مستعار بيان مي شوند که از طريق متن و بخش هاي مربوط به LISP و PROLOG بيان مي شوند .
در سطح پائين تر مربوط به الگوريتم و ساختمان داده ها ( سطح زبان ) واقع شده است در اين جا ست که زبان کاربردي براي برنامه مشخص مي شود .
با اين حال سبک برنامه نويسي مطلوب احتياج به اين دارد که ما يک خلاصه داده اي بسازيم که بين خصوصيات ويژه يک زبان برنامه نويسي و لايه هاي بالاي آن قرار گيرد . نيازهاي منحصر به فرد برنامه نويسي سطح نشانه اي تأثير به روي طراحي و استفاده از زبانهاي برنامه نويسي AI ايجاد مي کند . علاوه بر اين طراحي زبان مي بايستي در برگيرنده و مطابق با ساختار آن که بر گرفته از سطوح پائين تر ساختمان کامپيوتر که شامل زبان اسمبلي و سيستم عامل و دستور العملهاي ماشين و سطوح سخت افزار ي باشد . و محدوديت هاي فيزيکي کامپيوتر مي بايستي بر روي منابعي همچون حافظه و سرعت پردازشگر تأ کيد کند . روش هاي PROLOG , LISP در جهت مستعاذل کردن نيازهاي سطح نشانه و نيازهاي نهفته در ساختار هر دو منبع مورد استفاده مي باشند و هم چنين يک هدف هوشمند و ذهني با اهميت مي باشند .



 

لینک کوتاه پست
  • نکات مهم
    1- لطفا نظر خود را با زبان فارسی بیان کنید
    2- رایتم نظرات اسپم و تبلیغی شما را تایید نمی کند
    3- لطفا نظرات شما بدون ابهام و واضح باشد
  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید